سلام برشما یاران مهربان وصمیمی
دراین مطلب میخوام با شماعزیزان راجع به یه مهمون ناخونده که خیلی راحت وارد دلمون میشه وبسختی بیرون میره یعنی غم واندوه یه گپ خودمانی بزنم...هرکسی تو زندگیش دچار غم واندوه ممکنه شده باشه که هردلیلی میتونه داشته باشه..یه اتفاق تلخ...یه ارزوی برباد رفته ...مشکلات روزمره ویا یه شکست در زندگی یادر عشق....ویا خیلی علتهای پیش پا افتاده دیگه......ممکنه در قلب هرکسی رو به روی غم واندوه باز کنه...دلی که باید جایگاه عشق وشادی ومهرومحبت وایمان وامید باشه پژمرده واندوهگین میشه وزندگی رودچار اختلال میکنه خدا انسانو با احساسات زیبا ولطیف افریده تا با نشاط وسرور زندگی کنه وغم اینها رو از ادم میگیره گرچه غم هم یه نوع از این احساساته ولی وقتی به حد واندازه ومناسبتش باشه فطرت لطیف انسان زیباست واین زیبایی با هجوم اندوه شدید تن وروح را دچار ضعف میکنه....خوب همه که احساساتشون یک دست نیست یکی دلنازکتره ودیگری محکم ترتجلی احساسات هرکس بنوعیه ووقتی ضربه ای روحی به احساسات ادم وارد میشه اونی که دل نازکتره دلگیر تر میشه خدشه به دل ما ناخوداگاه شادی رو ازما دور میکنه وبرای رهایی از بار غم نسبت به سنگینی وسبکی ان مارا دچار واکنش میکنه... یه واکنش روانی وعصبی بد خلقی و ضعف در برابر مشکلات زندگی را میشه از پیامدهاش نام برد. اونایی که دلسنگترن خوب راحتر خودشونو ازاد میکنن چون میشه غمو یه زندان نامید که روح را اسیر ودر بند میکنه ودر مواقعی ادم غمزده جز به غم خود ویا دلیل ناراحتیش بچیز دیگه فکر نمیکنه ودلشکستگی بیش از حد باعث میشه وقتی شما اونو دلداری و پند میدید نگاهش با شماست ولی روحش در جای دیگه هست....خوب غم علت داره مثل یه واقعه تلخ یا از دست دادن عزیزی یه ارزوی براورده نشده و مشکلات جانبی زندگی امروزی یک سو تفاهم یا یه شکست عشقی....و علتهای دیگه ازردگی را نسیب روح ودل میکنه بعضی ها با سپر ایمان وتوکل بخدا در مقابل مصائب میایستند وعده ای دیگر روح ودل محکم تری وتحمل بیشتری دارند.اما خیلیها در مقابل بار مصائب واندوه ناخواسته شدیدا اسیب پزیرند بخصوص اگر این اندوه مسببی داشته باشد یکی خود میسوزد ودیگری به سوزاندن مسبب نیز فکر میکند برای زدودن غمها باید چه کرد واصلا برای پیش گیری از بروز اندوهی که سبب طبیعی نداره چه میشه کرد؟؟/ حتما شماهم نظری داریدوحتما اولین اصل را پناه بخداوند عالم میدونید(الا بذکرالله تطمئن القلوب)...یه ادم غمزده بخصوص شکست خورده در زندگی خودشو غمگین ترین ادم دنیا میدونه واینکه کسی قادر به درک شرائط اونیست واینکه دنیا برای او پایان یافته هست برای تسکین وجلو گیری از اینهمه بار غصه وغم از دید من میشه با صاف کردن دل و دنبال بهونه نبودن وزدودن دل از سو تفاهمات از اطرافیان تایین کردن حد ارزوها سخت نگرفتن به خود ودیگری وبالا بردن مهر ومحبت خود وپایین اوردن سطح توقع خود از اطرافیان رضایت برضای حق تعالی در برابر مصائب و ازدست دادن نزدیکان واز همه مهمتر واقع بینی ودور اندیشی در مسائل عشقی وشکل دهی زندگی جدید ونگاه عمیق به رفتار وگفتار طرف مقابل وبعد ایجاد دلبستگی وگشایش در قلب خود بروی دیگری وچندین نکته دیگر که شاید در ذهن شماست میتونه مقابل هجوم غم واندوهو در اینده بگیره ودر حال حاضر هم ادمو تسکین بده واین مهمون ناخونده وارد قلب لطیف وباصفای ما وبخصوص دلهای حساس نشه.......به نظر من میشه با شادی مهر ومحبت وصبر ودور اندیشی خویشتن داری ودوری از بد بینی های زیاده از حد پایین اوردن سطح توقع ودوری از انزوای ذاتی...و..و...وهمه میتونه مارا سرزنده وشاد از زندگی پر از اندوه وغم تا حد زیادی خارج کنه....ونشاط را به ما ببخشه.....نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ممنون از تحملتون وخدانگه دارتون...منتظر نظر قشنگتون هستم......//// ![]()
![]()
![]()


