السلام علیک یا رسواالله...ای پیام اور عشق...ای گوینده حق ای سفیر دوستی و مهربانی...ای که جز حق نگفتی و جز بر راه حق نرفتی و جز بر حق سفارش نکردی...ای امین بزرگ خدا و خلق خدا...ای که خلقت تو و فرزندانت باعث خلقت تمام هستی بود ای که از روز ازل بودی و خدا بالاتر از تو کسی را خلق نکردو تو صالح ترین بنده خدا و رسول او بودی...انگاه که هنوز به رسالت مبعوث نشده بودی تمامیت وجودت راستی و درستی و عبادت بود و امین خلق بودی و انگاه که به نبوت مبعوث شدی مهربانی را صفا را خدا را عشق را محبت را هدیه اوردی و همه را بر راه راست و دوست داشتن و ایثار گری و انفاق بر دوری از ظالمان و نیکی بر مظلومان و اطاعت از خدای یکتا سفارش کردی...انگاه که رسالتت را با جانشینی علی بر خلق تمام کردی به دیدار حق مشتاق گشتی...در چنین روزهایی زمین غمگین رحلت جانسوز تو بود و عزیزانت در سوگ تو ماتم زده چه میدانستند که بعد تو چه حرمتها که نخواهد شکست...تو بالاترین صفاتت امانت داریت بود و همه را بر ان تو صیه کردی و انگاه که موقع وصالت رسید همه را فهماندی که امانتی در بین انها خواهی گذاشت قران را وعلی و دخترت زهرا و فرزندان انها را....یا رسول الله...چه بد امانت داری کردند...هنوز از رحلتت چیزی نمیگذشت که علی برادر و جانشینت خانه نشین شد فدک زهرا غصب گشت و پهلوی مبارکش شکافته شد و در بستر مرگ به انتظار دیدار تو افتاد..چیزی نگذشت که علی را در خانه خدا به شهادت رساندند و نوبت به پاره تنت عزیز دردانه ات حسن رسید...مظلومیت فرزند بزرگ زهرا برهمه روشن بود..در فراق تو گریست و در داغ مادر خون دل خورد ودر شهادت بابای بزرگوارش اشک ریخت و انگاه که بابا تنهایش گذاشت بز دلان روبه صفت چه ظلمها که بر ایشان روا نداشتند صلح تحمیلی که با بیوفایی یارانش مجبور به قبول ان شداز جمله انها بود و مظلومانه همچون بابایش خانه نشین شد اما دشمنان از هراس او به این نیز راضی نشدند و با فریب همسر بیوفایش زهر جفا بر کام فرزند زهرا ریختند و جگرش را پاره پاره کردند...یا رسولالله تو دیدی که تابوت مطهرش را جلو چشمان برادران و خواهرانش به تیر دوختند این روش منافقان و روبه صفتان است...دیدی که جز تعدادی اندک بر سفارشات تو باقی نماندند که همراه حسینت در صحرای کربلا مظلومانه به شهادت رسیدند دیدی امتت چگونه امانت داری کردند؟...اینها امت پول و مقام بودند..خدایا به حق نبی مکرمت ما را در صحرای محشر از اینان جدا فرما......ماتم و رنج فرزندان دخترت پایان نداشت و ندارد تا ان گاه که فرزند برومندت مهدی(عج)بیاید و حق اجداد خود را از اینان باز پس گیرد...یا رسواالله این روزها روز سوگ دیگری هم هست سوگ فرزندی نجیب مهربان همانکه ضامن اهوی دشت شد اما خودش صیاد دل ماگشت همانکه با بودنش در این مرز و بوم مایه برکت و خیرو امید ماست همانکه گلدسته های قشنگش زینت این ملک است...گرچه از اهل بیتت جداست ولی در بین یارانیست که جان در گرو عشقش نهاده اند او طبیب دل دردندان است او شفیع گنه کاران است حرم مطهرش جلا دهنده روح و قلب ماست و چون به میهمانیش میرویم تازه و زنده برمیگردیم او وعده کرده است که به دیدار زوارش میرود . حرم با صفایش محل عقده گشایی ماست و چون به زیارتش میشتابیم انگار که به زیارت تمام اهل بیت نائل گشته ایم او رضای عزیز ماست راستی چه نام زیبایی دارد رضا نامش نشانه رضاست نشانه رضایت است.. دردمندانی که از محبتش شفا گرفته اند گرفتارانی که رفع گرفتاری شده اند و ناامیدانی که امید وار گشته اند و همه انها که داستانهای امداد رضا را شنیده و دیده اند و همه انها که هیچ ندیده اند و هیچ نشنیده اند ولی قبلشان از معرفت ومحبت این وجود نازنین انباشته است این روزها عزادارند در عزای تو ای نبی عشق(ص) در عزای کریم خاندانت امام حسن عزیز(ع) و در عزای هشتمین ستاره اسمان عشق رضا(ع)
حبیب من رضای مهربان چه خوب عقده میگشایی چه راحت به دیدار میایی چه اسان شفا میدهی..چقدر باصفایی..مهربانی را نهایتی صیاد عشقی و بر صیدت ضمانتی...غرق در گناه و تکبریم و از رویت خجل اما تو انقدر بخشنده ای که تا عاشقانه نامت را میبریم دلمان را ارام میکنی و خطایمان را بر ما خورده نمیگیری این صفت بزرگان و مهربانان است که خطای عشاق و نوکران را ندیده میگیرند و با نگاه دلنواز خود ما را بخود میخوانی...کمک کن تا بدیدارت شوم تا بدیدارم ایی تا در ان ساعت وحشت وجودت مایه اسایش و ارامشم شود
ای همه وجود من محبوب من ....تمام تمنایم تویی....رهایم نکن...که تنهایم...

