تبليغاتX
شهاب اسمانی1

شهاب اسمانی1
.فرهنگی.شعر.دلنوشته.مناسبتهاو...

سلام...با یه خیال زیبا برای لحظاتی پا به شهر و دیاری با صفا با مردمی صمیمی و دوست داشتنی میزارم..و میبینم:

تو کوچه و خیابونش تمیزوهواش پاکیزه و لذت بخش. تو محله هاش میبینی که همسایه ها بسراغ هم میرن از حال هم جویا میشن و در خونه هاشون روی هم بازه چیزی از هم دریغ ندارن هر خوبی را برای همه میخوان و هر چه واسشون بده برای دیگرون هم بد میدونن دست همو رد نمیکنن.سر کوچه و خیابونش کسی نایستاده و کسی مزاحم کسی نیست .در رفع مشکلات بهم کمک میکنن تو غم و شادی هم شریکند وقتی دور هم جمع میشن از غیبت و تهمت خبری نیست و جز نیکی از همدیگه چیز دیگری نمیگن توکوچه و خیابون و بازار همه به حق هم احترام میزارن مو قع اذان همه مغازه ها را رها کرده بمسجد میرن اونجا کسی دزدی نمیکنه..چون هر که از احتیاج خودش بیشتر داره به اونا که ندارن میده اونجا کسی برای منفعت خودش به اسم تجارت و کسب سر دیگری کلاه نمیزاره همه قانعن به اونچه که روزیشونه .وارد یه اداره که میشی همه مراجعین با هم برابرن کسی بخاطر اینکه پول داره یا مقام داره کارش زودتر انجام نمیشه چون همه مثل همن و بالاترین مقام اون شهر مثل همه مردم دیگه است اونجا رئیس و مرئوس.فرماندار و فرمانبر فرقی با هم ندارن دکان دادگاه و امنیه تخته است.مال و ناموس دیگرون ناموس همه است و کسی به دیگرون تعدی نمیکنه وقتی کسی بیمار میشه و به بیمارستان میره اول ازش پول طلب نمیکنن و اگه عمل بخواد دکتر جراح جز سلامتی وشفای همنوع خودش به چیز دیگری مثل پول و امثال ان فکر نمیکنه اصلا همه دوست دارن که برای هم کاری انجام بدن.هرکس بمقامی میرسه فکرش فقط چگونگی خدمت بیشتر به مردمه و تا ندونه همه در اسایشند سر راحت زمین نمیزاره...اونجا گذشت و مهربانی حرف اولو میزنه و همچنین امانت داری خدمت گذاری....اونا اول خودشونو شناختند بعد به شناخت خدا رو اوردند...تو اون شهر نه بیسواد هست نه بیکار .هیچ جوونی برای خرج دامادی و زندگیه جدیدش دچار مشکل نیست چون همه کمکش میکنن.خانواده ها دنبال تجمل و چشم و هم چشمی نیستن و برای ازدواج بچه هاشون همینکه طرفشون اهل صفا و همت باشه کافیه پول داری و بیپولی ملاک ارزش نیست.اونجا کسی تا کاری در توانش نباشه بعهده نمیگیره از ر فتگرمحله گرفته تا مسئولین همه عاشقانه کار میکنن و قبل هرچیز خدا را ناظر خودشون میدونن و دنبال چیزی جز لبخند دیگرون نیستند همه از خنده هم صفا میکنن و از رضایت خدا و خلقش عشق...

راستی این شهر کجاست این تجسم دست یافتنیست یا فقط یه خیال باطل؟؟؟؟وقتی خوب به خصوصیات این ادمای خیالی فکر میکنی میبینی که همه اخلاق و خصوصیاتشون هموناست که درون ما هم وجود داره ومیشد با جایگزین کردن این رفتارهای دوست داشتی و انسانی بجای خصوصیات بدمون و با رشد خصلت قشنگ گذشت و ایثارماهم نه در خیال بلکه واقعاخودمونو تو چنین شهری ببینیم



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط سعید

زتیغ دیده ات قلبم بشد ریش ...که زخمم نا دهم بر صد پس و پیش

سلام برمحمد مصطفی(ص)خاتم پیمبران سلام بر علی مرتضی(ع) مولای دلهای امیدوار سلام بر فاطمه ام الائمه(س)سلام برحسن و حسین(ع)سروران عالمیان سلام بر زینب کبری(س)سلام بر عباس ابن علی امیر وفا و مظهر رشادت و سلام بر امام زین العابدین(ع)مولای عابدان و سلام بر فرزندان پاکش برگزیدگان خداوند در گیتی...و اکنون سلام بر معصوم چهاردهم و دوازدهمین امام(عج)

مفتخر است شعبان المعظم که ماه عشق و شادی ما است شعبان ماهی که حسین زهرا(س)در ان پا به عرصه گیتی نهاد و عالمی را به وجود خود اراست و معطر کرد امد تا درس شهامت و شهادت و ایثار را تا همیشه استاد او باشد. وجودی عزیز اقای مهربان ساجدان و عابدان یعنی علی ابن الحسین(ع) تولد یافت و سرداری پا بدنیا نهاد که دیگر نظیرش را کسی نخواهد دید وشوری افرید که دیگر دیده نخواهد شد سرداروفا و گذشت اخی الحسین اباالفضل العباس(ع)که درود خدا و فرشتگانش و بندگان راستینش بر انان باد.

و اکنون شعبان بویی خوش میدهد عطر عنبر فضا را معطر کرده است انگار خبری است نوری دیگر فضا را روشنی بخشیده است دلها ناخوداگاه بجوش می ایند اری نیمه شعبان نزدیک است نیمه شعبان و امدن عشق ایمان امید نوروصفا...سالروز تولد مولایی است از ال محمد(ص)از جنس پیامبران از قبیله عشق از خون حسین از دامان زهرا از تبار علی از دل قران...با عبای پیامبر می اید با ایات نور می اید شمشیر مولا علی همراهش صبر زینب در دلش نیروی عباس در بازوانش شهامت و شجاعت حسین تو شه اش با عشق و امید می اید با نرمی نگاهش بر مظلومان وغضب نگاهش بر ستمکاران ...اکنون سالروز تولد اوست و ما به جشن و شادمانی تولدش میهمانیم گرچه در عمق دلمان غمی عمیق از فراقش رهایمان نمیسازد خدایا کی می اید؟؟ هرسال روز نیمه شعبان در تولد فرخنده اش شادمانی میکنیم و سال را در انتظارش میسوزیم...خداوندا مقرر گردان که این اخرین سالروز تولدش باشد که بی او جشن میگیریم..خداوندا نیمه شعبان عیدبزرگ ماست روز اقا ی عزیز ماست تولد میوه دل زهرا و اخرین امام شیعیان است شادمانیم به تولدش پس شادمانمان کن به ظهور مبارکش

خدا یا میدانیم که دل مولایمان از ما گرفته است اما اگر روزی صدای دلنشین خبر ظهورش در گوشمان طنین انداز گردد خود میدانی که جان و سر بر مقدمش خواهیم نهاد و بانثار جان وخون خود بر اوامرش فرمانبرداریم...

خدا وندا به همه اوصیا و اولیا و عزیزان درگاهت سوگند که فرج مبارکش را الساعه معجل بفرما(امین)

سالروزتولد مبارک مولا و مقتدامان صاحب العصر و الامر و الزمان حجت ابن حسن(عج)بر همه شیفتگان حضرتش مبارک..



نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم شهریور 1386 توسط سعید
درباره وبلاگ

سلاممممممممممم
خوش امدید

aa_s.sh2006@yahoo.com
bahar 20