تبليغاتX
شهاب اسمانی1

شهاب اسمانی1
.فرهنگی.شعر.دلنوشته.مناسبتهاو...

اخرین روزهای عمر شریف پیامبر بود که ازاخرین حج خود باز میگشتند.اسلام بر حجاز حاکم گشته و دین خدا ظاهرا چیزی کم نداشت اما همه میدانستند که هنوز یک اصل کم است.گروهی که با امدن اسلام و حاکمیتش قدرت و مکنت خود را از دست رفته دیدند با این توهم که بعد از رسول دینش هم رو به زوال میرود چشم به اینده ی بی رسول خدا دوخته و با توجه به فرموده خود پیامبر مبنی بر اینکه خاتم نبوت است رویای به قدرت رسیدنی دوباره را در سر میپرورانیدند.وگروهی از صحابی نیز چشم به رهبری و خلافت امت را بعد ازپیامبر داشتند.و گروهی دلسوز ساده دل بیم ان داشتند که این جامعه نو پا پس از رسول چه بر سرش خواهد امد؟؟؟وعده ظفر یافتن بر گیتی بدست چه کسی محقق خواهدشد.و دستورات الهی بر امت را چه کسی ابلاغ خواهد کرد؟؟

اما هم رسول و هم مومنان واقعی واقف بودند که خدا دینش را رها نخواهد کرد.حجاج خسته از گرد راه کاروان به کاروان در راه برگشت بودند که یاران رسول بر چاهی بنام خم فرود امدند.بهترین وقت برای ادای تکلیف در میان جمعیتی افزون..برای ابلاغ اخرین دستور اتمام و کامل نمودن دین!!!بفرمود تا ماندگان شتاب کنند و پیش روندگان باز گردند.منبری از زین اسبان فراهم شد و رسول خدا جلوس فرموده و با نام خدا و برای خدا مردم رادر اخرین نصایح به تقوی و امانت و...خواند وخدا و امت را شاهد به ادای تکلیف گرفت و بفرمود که اکنون دین خدا را بر شما کامل میکنم.امت سرا پا گوش .علی را بخواند و دستان شیر خداو اولین مومن و برادرخویش راتاانجا که همه ببینند بالا ببرد و انچنان که همه بشنوند و به غائبان نیز رسانند بفرمود که هر کس من مولای اویم علی مولای اوست هر که اورا دوست بدارد مرا داشته و هر کس مرا دوست بدارد خدا را داشته.دستور صریح ساده و روشن بود علی جانشین رسول و خلیفه بعد او است و جای هیچ گونه انتقاد و شبهه و ایراد نیست خنده تلخ مغرضینی که رویاشان به کابوس بدل گشت و مومنینی که خواب سروریشان تعبیری نداشت نشاندهنده کینه ای بود که از اول مظلوم عالم بدل گرفتند.چه بیشرمانه دست بعیت دادند و چه ناجوانمردانه تبریک بگفتند در سر نقشه ها کشیدند.از علی چه کسی وارسته تر شجاعتر مومنتر نزدیکتر به رسول و متقی تر جز علی چه کس هم کفو فاطمه بود؟؟؟جز علی چه کس به تنهایی در برابر کفر ایستاد جز علی چه کسی اخی الرسول گشت و جز علی چه کسی درب خیبر گشود و برکند و جز علی چه کسی انگشتری در نماز هدیه بداد؟و شب هنگام در بیداده ی وحشت جز او چه کس برجای پیامبر بخوابید و جان بر کف نهاد؟ و جز او و رسول چه کس درب خانه اش بر مسجد گشوده شد؟؟هیچکس...پس عقل و داد و خرد و دل و انصاف و از همه مهمتر خدا و رسولش علی را بر امت ودیعه نهادند و اورا برگزیدند وامت را براطاعت از او واحترام خانواده اش خواندندو دشمنی با اورا دشمنی با خود دانستند. غدیر روز عید و شادی یاران وفادار علی گشت اما چهره های در هم رفته مایوسان غدیر نگذاشت این شادی بقا یابد و این امانت امت را به منزل مقصود وبهروزی رساند.کینه ها در دلها ماند تا که رسول خدا دیار فانی را ترک فرمودو در وقت رحلت دو امانت نهاد کتاب خدا و الش. چه امانتی و چه بد امانتدارانی؟ای سول از امتت بخواه که چگونه امانتت را به بند کشیدند و در خانه محبوس ساختند و دختت را پهلو شکستند و از کینه دل سیاهشان با فرزندان مطهرت ان کردند که نام ننگینشان تا ابد به لعن و نفرین بر زبانها جاری خواهد بود ای غدیر خم انروز که علی را بر دستان رسول دیدی چگونه تنهایی و و سر بر چاه کردنش را مرگ همسرش را و شهادت یک به یک اولادش را تاقت اوردی؟؟؟ای درب خیبر چه شد از جا کننده ات؟ ای عمر بن عبدوود چه شد خوار کننده ات؟بگذار بگویم ای دین خدا چه شدیاور بی مثالت؟؟بگذارم و بگزرم ....اری بعد پیامبر حرمت ها شکسته شد خونها به نا حق ریخته گشت و پهلوی اول بانوی دین و یادگار نبی اکرم از جفا شکسته شد نابخردان مومن نما به بهانه اتحاد اسلام و لی به حق خدا را از خلافت کنار زدند و خود کار اسلام به عهده گرفتند مردان خدا گرفته و مغموم بخاطر اسلام نو پا و به خواست امام خود لب فرو بستندو انگاه که به خلافتش رسانند انچنان عرصه بر وجود شریفش تنگ نمودند که شهادتش را رستگاری خواند. بی خردی اینان کار را به انجا کشاند که ازاد شدگان اسلام و رسول بر گرده اسلام سوار شده و تا انجا که میتوانستند تاختند رویاشان محقق گشته و کردند با ال نبی انچه نباید میکردند و برگ سیاهی بر دفتر خویش و حقانیت ال علی در روز عاشورا افزودندو....کار به اینجا ختم نگشت و عده ای خویشاوند با رسول(ال عباس) به نام خاندانش به قدرت رسیده باز عرصه بر فرزندانش تنگتر ازقبل نمودند یک به یک امامان مظلوم به زهر جفا شهید گشتند و اخرینشان به سفری رفت و غیبتی نمود طولانی و چشم مشتاقان خود را بر راه رفته خشکاند تا دست اجانب دیو سیرت بر اخرین ودیعه الهی نرسد تا او بیاید و دستور غدیر را به انجام رساند و دین جدش را تکمیل نماید..دلم برنج میاید وقتی که در عید قربان نا می از ولی خدا و بابای قربانی خدا در اذان مساجد سرزمین وحی برده نمیشود.

کی شود غمها بسر اید و دلها به نور ظهوری تابناک منور گردد و او بیاید تا غدیر غدیر گردد و قربان قربان.نامردمان بی همیت به گناه 1400 سال عقب افتادگی مسلمین و رنجهای اولیاالله و خونهای سرخ شهیدان عشق در بند کشیده شوند و مجازات گردند..چهره دلسوختگان مکتب عشق به خنده گلگون گردد و جانها بر مقدم مبارکش نهاده شود تا به حکم غدیر بر امارت اسلام و گیتی نشیند و ارزوی دلسوختگانش را بر اورده سازد کاش غدیری اید که دشمنان ال الله خوار و زبون گردند و خلیفه به حق خدا بر عدل و داد و ازادی و امنیت و عشق فرمان براند..انشاالله

رور خجسته غدیر بر همگان و انها که در انتظار عشق چشم براهند مبارک و تهنیت باد

به امید ان روز که غدیر را در کنار مولایمان به سرور و شادی نشینیمممممممممممممممممم انشااله



نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 توسط سعید

رسیدن عید قربان بر همه مسلمین جهان وهموطنان وشما دوستان عزیزم مبارک باد

تا به عید قربان میرسیم دلم حال و هوای عجیبی پیدا میکنه دلم میگیره عیده اما من دلم میخواد گریه کنم

بانام اقا م عباس بدنم بلرزه میفته و از قدرت و وفای بی مثالش نیرو میگیرم

با نام مقدس سلطان قلبم اقام رضا(ع)لبام بخنده باز میشه

با یاد و نام اربابم مهدی عزیز(عج)امیدوار میشم و تحملم بیشتر میشه

اما منم مثل همه تا نام حسین(ع) میاد دلم میگیره و اشک میریزم

همیشه عید قربان یه جوری برام حسینی میشه حال و هوای محرم بهم دست میده شاید بخاطر حج نیمه تمام اقا باشه یا اون لحظه ای که جبرییل گوسفندی برای ابراهیم اورد و مژده قبولیشو داد و برای انها مصیبت حسین را زمزمه کرد که خدا فقط یک قربانی میخواد اونم حسین(ع)... و یا شاید بخاطر اینکه نگاهم به اب دادن قربانیا قبل از ذبحشون میفته یا اینکه نزدیک محرمه ...عید قربان برام محرمیه و من بیاد اقام گریان

عید قربان عید گذشت و فداکاری و ایثار بر همگان مبارک



نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آذر 1387 توسط سعید
درباره وبلاگ

سلاممممممممممم
خوش امدید

aa_s.sh2006@yahoo.com
bahar 20