اين روزها وشبها دلم گرفته است غصه وبغض امانم نميدهد نامش را كه ميبرم اشكم برگونه هايم ميغلتد اورا ميشناسم.از كودكي با نامش خو گرفته ام با نامش بلند شده ام وبا نامش راه رفتن را اموخته ام وصف رشادت هايش عبادت هايش شمشير ذوالفقاریش يتيم نوازيش و خشمش رادر مقابل ظالمان ودست نوازشش را بر سر درماندگان نان ونمك خوردنش را شنيده ام اوكه اولين يار پيامبر وبرادر خوانده اش بود اوكه دلاور بدرو خيبر بود او كه اگر نميبود هم كفوي براي زهراي اطهر نبود او باباي حسن مظلوم وكريم است او باباي زينب است اگر اشك ميگذارد واگر ناله امانم ميدهد بگويم او باباي حسين شهيد وعلمدارش عباس وفا دار است او كه در خانه حق بدنيا امد ودر خانه حق فرق مطهرش بدست شقي ترين عالم شكافته شد او مولايم ومقتدايم واميرم علي است. اری هم او که تنها او و فرزندانش تنها وارثان رسول و خلیفه خدا بر زمین و تنها میزان دین و ایمانند قران ناطق علیست و جز او زبانی خدایی نباید و نشاید تا فرزند برومندش بیاید. اری هم او که دین داران بی معرفت و پینه بسته جبینان خانه نشینش کردند زهرایش را کشتند ظلمی که بر مولایم رفت از کسانی و مسلمانانی بود که نماز شبهایشان شهره افاق بود ولی برای چند روزی ریاست و دنیاداری او و اولادش را تنها گذاشتند.مولايم از لبهاي مبارك بگويم كه بر گونهاي بهترين جوانان بهشت وبر دستان عباس بوسه زد يا از زبانت كه جز حق نگفت از قدمهايت كه جز حق نپيمود واز دستانت كه جز درراه حق شمشير نزد وجز حق ننوشت وچه درماندگان ويتيماني را كه نوازش نكرد از كوله باري كه هرشب براي يتيمان ميبردي بگويم يا ازانفاق انچه دوست داشتي براي ديگران.از ناله هاي شبانه ات برسر چاه بگويم يا از درد جفايي كه بر زهرايت رفت از نگرانيت از براي اينده مسلمين بگويم يا ازدرد فراق مرادت رسول اكرم(ص)از ناداني امت زمانت بگويم يا ازكينه دشمنانت همانها که زخم شمشیر برانت کینه هایشان را در دلهای پلیدشان جوشان گذاشته بود تا با دنیا داری کسانی که خود را وارث سنت رسول و قران میدانستند تو خلیفه و امام بحق رسول و خدا را کنار زنند و کینه احد و بدر و خیبر را ناجوانمرادنه با شکافتن پهلوی زهرایت و کشتن یک یک فرزندانت ارامش بخشند.اي قران ناطق تو چه ميديدي وقتي بر روي مبارك حسن مينگريستي تو چگونه اه ميكشيدي وقتي گلوي حسينت را در روز عاشورا پيش رو مياوردي از نگاهت به دستان عباس نميگويم كه ديگر.......
مولايم گفته اند برايم كه همواره ميخواستي كه براي امتت بگويي تا بدانند چه بد مردمي بودند كه از تو نپرسيدند حتي زماني كه در استانه راحتي از دستشان بودي وخواستي كه از تو بپرسند وانها نپرسيدند. مولايم تحمل اينهمه درد برتو اسان بود يا درد گناه پيروانت من ميدانم تحمل كدام برتو اسان بودزيرا از ان همه درد نناليدي اما گناه وخطاي پيروانت تورا ازردورنجاند.انجا كه خبر ازعراق ميرسد كه زنها در كوچه ومعابر در كنار مردان بيمهابا امدورفت ميكنند.قلب مقدستان به درد امد و بر سرشان فرياد براوردي كه :
اي مردم عراق،خبر بگوشم رسيده كه زنها ودخترانتان در كوچه وبازار شانه هاشان به شانه هاي مردها هنگام راه رفتن ميخورد. ايا حيا نميكنيد،لعنت خدا باد بر مردي كه غيرت ندارد.
نميدانم مولاي من شايد اين فرموده ي شما براي مردم انزمان عراق بوده است نه از براي ما!!!!
رازاين قصه را نميدانم كه تو در خانه حق بدنيا امدي ودر خانه حق به لقا يار رفتي در بهترين روزها وشبهاي سال.اي قران ناطق سر چيست كه شهادت شما در شب نزول قران است وشبهاي قدر كه خود به تنهايي با هزار ماه برابرند شبهاي عزاداري شمايند.دعايمان كن تا ان شويم كه شما ميخواهي مولايم از خدا بخواه تا حيا كنيم ومهربان باشيم وبر ضعيفان رحم نماييم مولايم شنيده ام تو در قبر هم پيروانت را نجات ميدهي كمك كن كه در صف يارانت باشيم.اکنون بیشتر از همیشه شیعیانت تنهایند دردمند و سردرگمند از خدا براي رستگاري ونجات و سربلندی شيعيانت در دنیا و اخرت مدد خواه تاجوانانمان براه راست ايند ودر اين دنياي غرق در زر وزيور و زور وفساد در نزد فرزند خلفت مهدي موعود(عج)سربلند بيرون ايندوبخواه از خدا براي تعجيل در فرج مبارکش.
اكنون كه در سوگت نشسته ايم وتو حبيب حق را واسطه خود وخداي خود كرده ايم ودر اين شبهاي مقدس قدر ناله ي توبه سر داده ايم.از خداوند منان خواهانيم دلمان را بلطفش جلا دهد وگناه وخطايمان بشويدوراه راست را دراين دنياي تاريك برايمان روشن وهموار گرداند از فريب شيطان در امانمان كند كه سخت در استانه ي فريبيم واماده گناه.رفتگانمان را بيامرزد بيماران را شفا عنايت گرداند وفرج صاحب و اقايمان را معجل گرداند واز عابدان و مسلمانانی نباشیم که او را بخاطر مقام و بخلمان تکذیب کنیم خدایا بمیران مرا اگر زنده بودنم و کارهایم دل محبوبم را میازارد.خدایا تا زنده ايم عنايت حضرتش را ازما برندار.


